نگاتیوی که در حال ظهور است
کمانچه ساز اول اوست اما قیچک را به عنوان ساز اصلیاش میشناسد. رضا آبایی در گروههایی چون پایور و عارفبه عنوان نوازنده و آویژه، رومی و گبگو به عنوان آهنگساز و نوازنده حضور داشته است. وی همچنین برندهی جایزهی خورشید طلایی از جشنوارهی مهر برای یکی از آلبومهایش است. حضورش در آلبوم «به نام گل سرخ»، ساختهی حمید متبسم، به همکاریاش با وی در پروژهی سیمرغ انجامید: «دعوت به همکاری، از اثر بهنام گل سرخ شکل گرفت. زمانی که من با متبسم در این پروژه همکاری میکردم. در خلال ضبط آن، متبسم پیشنهاد این کار را داد. او و آثارش را بسیار دوست دارم. از آنجایی که بسیار خوش فکر و دقیق است، مطمئن بودم این پروژه نیز ویژگیهایی دارد.»
آبایی که در این ارکستر نوازندهی قیچک آلتو است، به ترکیب آهنگسازی حمید متبسم و شعر فردوسی اشاره میکند و میگوید: «پروژه سیمرغ، به گفتهی حمید متبسم، به ۳-۴ سال پیش برمیگردد. وی طی این سالها بر روی این پروژه کار کرده و شعر آن بر اساس بخشی از شاهنامه است و نام پروژه هم بر همین اساس انتخاب شده. در یکی از بخشها که سیمرغ نام دارد، به زیبایی از دستگاههای موسیقی ایرانی استفاده شده، به طوری که صداها در هم تنیده شدهاند. هرچند متبسم خود پیشتر نیز در قطعاتی دیگر این کار را انجام داده و اولین نفر هم نیست، اما مطمئنا یکی از بهترینهاست. او موسیقی ایرانی را به خوبی میشناسد و به خوبی نیز آنها را در این آثار به کار گرفته. دستگاههایی چون، چهارگاه، همایون، ماهور، اصفهان و نوا. تا کنون، تمرینهای ما بدون حضور متبسم بود اما از زمانی که آمده، ما را با حس و حال نانوشتهی پارتیتورها آشنا میکند. مانند نگاتیوی که در حال ظهور است.»
او در مورد حضور محمدرضا درویشی به عنوان رهبر در این ارکستر معتقد است: «ایشان از روز اول شروع تمرینهای سیمرغ، گفتند که میخواهیم با هم این وزنه را بلند کنیم و سرجایش قرار دهیم. او نیز مانند تک تک اعضای گروه کمک میکند تا این پروژه به ثمر رسد. درویشی خود وزنهای است در کار و تجربهاش بسیار کمک کننده و موثر.»
وی که استفاده از قیچک را در ارکستر سیمرغ بسیار مثبت میداند، به ناشناخته بودن ساز قیچک اشاره میکند: «خود ساز یکی از عوامل ناشناخته ماندن پیشرفت نکردناش است. ۵۰ سال پیش کسی کمانچه را نمیشناخت، اما وقتی مرحوم بهاری آن را در ارکسترها نواخت و در تلویزیون با این ساز حضوریافت، مردم آنرا شناختند و گرایشها به صدا و حضور ساز، به تکمیل شدنداش انجامید و بسیاری به نواختن آن علاقهمند شدند. اما در مورد قیچک، خود ساختارساز مشکل داشته، سازهایی که من دارم، بسیاری از مشکلاتش حل شده. مردم نیز حضور قیچک را در ۵-۶ سال اخیر بیشتر دیدهاند و تعداد نوازندگان این ساز نیز رو به ازدیاد است. و همان سیری را که کمانچه گذراند، قیچک در حال پیمودناش است اما به نظر من سرعتاش بیشتر است.»
از آنجایی که در کنسرتها مردم شکل ظاهری قیچک را نمیبینند، بسیاری برآنند که قیچک همان کمانچه است، فقط تفاوتهایی ظاهری دارند و کسی با صدا یا شاید بتوان گفت حس صدایی متفاوت آن آشنا نیست. آبایی در مورد جنس صدای قیچک می گوید: «در واقع قیچک جنس صدای صبوری دارد. مثل اینکه پیرمردی باتجربه صحبت میکند. حس صداییاش مهمترین ت
فاوتاش است. اما حضور قیچک در این ارکستر با این آنسامبل متفاوت است و آنرا باید به فال نیک گرفت