
نه ماهی می گذرد تا شنیده شود آنچه سیمرغ نام نهادند. ارکستری ایرانی که هم پروژه ای است تحقیقاتی و هم پژوهشی است شگرف در قابلیت های موسیقی ایران و توانایی سازها. این تحول را حمید متبسم سال هاست در سر می پروراند و چهار سال پیش، گردآوری آن را آغاز نمود. شش پرده: ديباچه، زادن زال، سام و زال، سیمرغ و زال، بازگشت زال و رودابه و زال، بخش هایی است که سیمرغ را تشکیل می دهند و توسط گروه چهل نفره ی نوازندگان، خوانندگان کر، تکخوان و رهبر ارکستر اجرا می شود.
پنجشنبه، آخرین روز تیرماه، نشستی برگزار شد تا اهالی رسانه با پروژه ای که ماه ها درباره اش می شنیدند، آشنا شوند. در این جلسه، محمدرضا درویشی (رهبر ارکستر)، حمید متبسم (آهنگساز و تنظیم کننده)، همایون شجریان (تک خوان) و بهرنگ تنکابنی (مدیر ارکستر) در تالار رودکی، به سئوالات خبرنگاران پاسخ دادند.
آغازگر صحبت ها حمید متبسم بود: "خوشحالم پروژه ای که زمانی برایم خواب و خیال بود، آرام آرام به اجرا نزدیک می شود." او به علاقهی شخصی اش به اشعار فردوسی اشاره کرد و ادامه داد: "از آنجا كه اشعار او پیچیدگی خاص خود را دارد، انجام این پروژه مدتی به تعویق افتاد،چرا كه اول باید جسارت كار بر این اشعار را پیدا میكردم و از سوی دیگر كار بر اشعار فردوسی برای آهنگسازی بسیار پیچیده است، زیرا اشعار او همه از یك وزن برخوردارند و چون موضوع كلام، متنوع است برای كار آهنگسازی هم باید تنوع در اصوات و در وزنهای گوناگون رعایت شود. بنابراین یافتن وزن مناسب شعر فردوسی، كار آهنگسازی را بسیار پیچیده میكند."
متبسم به ویژگی دیگر اشعار فردوسی اشاره کرد و گفت: "اشعار فردوسی، توصیف برون است، برخلاف شاعران معنویپرداز ما كه همیشه از عشقی الهی سخن میگویند، شعر فردوسی از برون میگوید و داستانگونه است. بنابراین نمیتوان شعر او را در كنار شعر شاعر دیگری گنجاند به همین دلیل اگر آهنگساز كارش را با شعر فردوسی شروع كند، باید با او هم تمام كند و همه اینها كار بر اشعار فردوسی را پیچیده میكند و اینچنین بود كه آهنگسازی این پروژه سهسال و هشتماه طول كشید و من باید از مشاوری ادبی كمك میگرفتم كه دكتر محسن بنایی از روز اول در این پروژه همراه من شد."
سیمرغ در شاهنامه حکیمی است که حکمت را به زال آموخت و در بیش از ۳۰۰ بیتی که به شرح زندگی و اتفاقات پیرامون زال پرداخته می شود، تراژدی جریان دارد که از دیدگاه متبسم، پیوند عمیقی با زندگی انسان دارد. "در انتخاب اشعار محسن بنایی كمكم كرد. ما بخشهایی از شاهنامه را انتخاب كردیم كه صرفا داستانهای پهلوانی كه برای بسیاری از مردم آشنا است، نباشد. زیرا شاهنامه به بخشهای مهمی از زندگی انسان در تمام حالتها میپردازد كه در زندگی زال این تصاویر وجود دارد." از میان این ابیات، ۷۱ بیت انتخاب شده که علاوه بر حفظ روایت، ارتباط داستانی هماهنگی بایکدیگر دارند.
آهنگساز پروژه سیمرغ، با اشاره به اینکه اشعار فردوسی به دلیل روایتی بودنش امكان اجرای اپرایی ندارند، تاکید کرد: "كار ما اپرا نیست، فرم از درون خود اثر است و ژانر آن هم موسیقی ملی است."
در ادامهی این نشست، رهبر ارکستر، محمدرضا درویش پروژهی سیمرغ را از موضع یک آهنگساز و همچنین کسی که مسئول ادارهی ارکستر است تشریح کرد و گفت: "از موضع اول این موسیقی اتفاقی ویژه، نو و مبارك در موسیقی ایران است. اگر كمی به گذشته برگردیم اركسترهای سازهای ملی، مضرابی یا تركیباتی كه فقط از سازهای ایرانی استفاده كردهاند، ساختار دیگری داشتند. معمولا یا تمام اركستر به شكل یكصدایی اجرا میشد یا اگر صددرصد یكصدایی نبود، همراه با اضافه شدن خطهای بسیار كمرنگی نسبت به خط اصلی بود. در حالی كه پروژه سیمرغ موسیقی چندصدایی است. البته در سالهای اخیر چند تجربه دیگر هم انجام شده كه خیلی جالب نبوده است." او در ادامه افزود: "وقتی به عنوان یك آهنگساز به این موسیقی مینگرم از مطالعه آن چیزهای بسیاری آموختم، این چندصدایی در عین روانی، بسیار ساده و بدون اغراق است. هیچ اغراقی بر سازبندی یا استفاده از صداهای نامأنوس سازها و یا تركیب شعر و موسیقی و ... نیست. سادگی، جسارت و نبود اغراق و در عین حال پیچیدگی كه در ذات خود این موسیقی وجود دارد را هم به حمید متبسم و هم به جامعه موسیقی ایران تبریك میگویم."
گردآورنده ی کتاب دایرةالمعارف سازهای ایرانی، درباره ی سازبندی در پروژه ی سیمرغ گفت: " در این اركستر به جز ساز مثلث از هیچ ساز غیرایرانی دیگری استفاده نشده، سازهای این اركستر شش تار، سه عود، سه بمتار، شش كمانچه، سه قیچك آلتو و دو قیچك تنور، یك سنتور را شامل میشود كه سه نوازنده ساز كوبهای ، هشت خواننده كر زن و مرد و یك تكخوان كه همایون شجریان است، ما را همراهی میكنند به طوری كه یك گروه ۴۰ نفره روی صحنه اجرای این موسیقی را برعهده دارند كه این كار هم برای اركستر و هم برای رهبر آن كاری بسیار دشوار است."
درویشی در پاسخ به پرسشی درباره عادت گوش موسیقی ایرانی به كارهای تكصدایی تصریح كرد: "سابقهی موسیقی چندصدایی در ایران به صدسال پیش برمیگردد، همه گوشهای موسیقی ایران فقط تكصدایی نیست، كسانی هم هستند كه به موسیقی چندصدایی عادت دارند. این اثر مهمترین كاری است كه در این زمینه انجام شده است."
او درباره ی انتخاب نوازندگان در این ارکستر گفت: "تعداد و نوع سازها را حمید متبسم تعیین كرده و انتخاب نوازندگان براساس نظر آقای متبسم، من و بهرنگ تنكابنی است و قدرت نوازندگی این گروه برای ما راضیكننده است."
در ادامه حميد متبسم به دشواری آهنگسازی اشاره کرد و گفت: "نخستين ابزاري كه آهنگساز براي ايجاد تنوع در موسيقي، به كار ميگيرد، رنگ سازها است و در مرحله ديگر تغيير وزن و ابزار بسيارمهم است. شعر فردوسي به رنگينكمان صوتي نياز دارد، بنابراين تغييرات رنگ و وزن ناگزير بوده است."
پس از گفته های متبسم، همايون شجريان كه به عنوان تكخوان با اين پروژه همكاري دارد، با ابراز خرسندي از حضور در اين پروژه گفت: "اين كار ويژگيها و تناسبات خود را دارد. مانند آهنگسازي، براي خواننده هم بخشهاي متفاوتي را به همراه دارد. ضمن اينكه اثر از نظر لحن خواننده به بخشهاي مختلفي تقسيم ميشود. جايي لحن سرخوشانه است و گاهي غمگين، همه اين حالتها بايد دقيق اجرا شود تا نظرات آهنگساز را به شنونده منتقل كند."
شجریان که سال گذشته در پروژه اپراي عروسكي مولوي با بهروز غريبپور همكاري داشته است، در پاسخ به پرسشي درباره ی بکارگیری تجربه ی اپراي مولوي در پروژه سيمرغ گفت: "آن كار استوديويي و شرايط ضبط اش هم بسيار متفاوت بود. از آنجا كه در مدت بسياركوتاهي آماده شد، فرصت چنداني براي تجربهاندوزي در آن فرم از كار را به من نداد. بنابراين سيمرغ اولين تجربه من در اين شكل است. شايد كمكي كه آن پروژه در اينجا به من ميكند اين است كه تفاوتها را در لحن، پررنگتر نشان دهد."
او در پايان نشست، در پاسخ به پرسشي درباره اجراي حماسي اشعار توضيح داد: "در بعضي بخشها لحن حماسي وجود دارد، جايي كه در ارايه ملودي و كلام لازم باشد پرانرژي باشيم، به صورت حماسي اجرا ميشود و در بخش کوچکی شباهتی به نقالی دارد."
پس از پایان صحبت های تکخوان سیمرغ، گروه، برای تمرین آماده شدند با این تفاوت که بینندگانی نیز شاهد اجرایشان بودند. حمید متبسم که در قسمت اول در بین تماشاچیان نشسته بود با لبخند گروه اش را تشویق می کرد و موفقیت شان را نیز پیشاپش تبریک می گفت. او که خود در قطعه ی ونوشه به عنوان تک نواز سه تار، روی سن رفت، پیشتر درباره ی این قطعه گفت: "قطعه ونوشه در گویش مازندرانی به بنفشه کوهی معروف است. این اثر اولین کاری بود که در سال ۱۳۶۸ آهنگسازی و آن را در مجموعه بامدادمنتشر کرده ام و هدفم از اجرای این اثر این است که تفاوت اولین اثر در پروژه سیمرغ معلوم شود